به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «بهشهر بیدار» حسین ییلاقی اشرفی | آمارهای منتشرشده از مشخصات دستگیرشدگان حوادث اخیر، تنها یک گزارش کمّی نیست؛ این آمار، سندی گویا از یک جنگ ترکیبی و شکاف داخلی است. واقعیت این است که ما با دو پدیده موازی روبرو هستیم: یک تهاجم سازمانیافته خارجی و یک آسیبپذیری عمیق در بخشی از بدنه جوانِ جامعه. نادیده گرفتن هر یک از این دو وجه، تحلیل را ناقص و راهحل را ناکارآمد میکند.
وجه نخست: نقشه دشمن و موفقیت نسبی رسانهای اوست
شواهد، از طراحی و هدایت این حوادث توسط شبکههای معاند حکایت دارد. هرچند در این میدان، اقدامات کنترلی مانند قطعی کامل اینترنت بینالمللی و بهرهگیری از رسانه ملی به عنوان تنها راوی توانست روایت محوری دشمن را خنثی کند، اما با فشار سیاسیون داخل نظام که همه چیز را از دریچه سیاست زدگی نظاره میکنند؛ قطعا این پایان ماجرا نیست و باز شدن فضای وب جهانی مجدد کلان روایت را برای بخش قابل توجهی از مخاطبان تغییر خواهد داد
اما وجه دوم: فریاد خاموشِ نسل جوان بود!
فرمایش رهبر انقلاب در عید مبعث، درباره «نوجوانانِ هیجانی» به عنوان پیادهنظام این فتنه، کلید فهم لایه دوم بحران است. آمارها نشان میدهند بخشی از نوجوانان و جوانان ما در فضای مجازی بیضابطه، هدف القائات دشمن قرار گرفتهاند. از نظام آموزشی که باید «کارگاه انسانسازی» باشد، مهارت زندگی و تفکر انتقادی نیاموختهاند. در اقتصادی با مشاغل ناپایدار، احساس نداشتن آیندهای روشن دارند.
این روزها، پس از توقفِ برخورد قهری، نیاز مقابله با اغتشاشات و ناامنیها بود؛ باید راهبرد اصلی، تغییر نگاه به جوانان به عنوان «سرمایههای اصلیِ در معرض خطر» باشد.
جوانان ما بر اساس پیمایشهای داخلی، سرمایه اجتماعی عظیمی از احساس سربلندی و دفاع از کشور دارند، اما بخشی از آنان در شرایط خاص، مستعد انحراف هستند. این پارادوکس، نیاز به تصمیمات راهبردی و ارادهای جدی در عمل به تصمیمات در همه سطوح حاکمیتی دارد
برای تحقق اهداف کلان در مواجهه با چالشهای کنونی، اقدامات متعددی ضروری است. در گام نخست، ایجاد نهادهای مشترک و فرابخشی با رویکردی فرهنگی‑امنیتی میتواند زمینهساز طراحی برنامههای یکپارچه و هماهنگ در سطح ملی شود. در حوزه آموزشی و رسانهای، نوسازی محتوا و روشها برای تربیت نسلی نقاد، تابآور و دارای سواد رسانهای یک ضرورت انکارناپذیر است.
در عرصه اقتصادی، تلفیق رویکرد اقتصاد مقاومتی با رشد پایدار و ارتقای رفاه عمومی، عاملی کلیدی در تقویت امید به آینده در میان جوانان خواهد بود. در نهایت، باور به واقعیت جنگ شناختی علیه کشور و همراهسازی آن با گفتوگوی ملی صادقانه، شفافیت در تبیین دستاوردها و چالشها، و رفتار مبتنی بر اعتماد با نسل جوان، نهتنها سطح حکمرانی را ارتقا میدهد، بلکه گام مؤثری در ترمیم شکاف نسلی محسوب میشود.
حوادث اخیر، هم نشانهی اهتمام دشمن در جدی گرفتن نبرد وجودی علیه ماست و هم سند غفلت ما.
این شرایط را میتوان به نقطهآغازی برای بازنگری ساختاری و اقدام جسورانه تبدیل کرد. موفقیت در گرو حفظ هوشیاری در برابر تهدیدهای دشمن، همراه با اصلاح نقاط ضعف داخلی، تمرکز بر توانمندسازی نسل جوان و تلاش برای بازسازی اعتماد عمومی است.
آینده انقلاب اسلامی و کشور در گرو آن است که این تهدید دووجهی به فرصتی برای نوسازی و انسجام اجتماعی بدل شود.